برچسب:
نویسنده: محمد محمدی


امشب که شب تولد من است
با من برقص
همچون آتشی بر تن چوب ...
در پیج اینستاگرامم در خدمت دوستان هستم
hamid_askari_52@


برچسب:
نویسنده: محمد محمدی
خلوت جائیست
که یاد تو می پیچید دور تنم
همچون پیچکی که آرام قد میکشد
در جان درخت...
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی


می پوشم ردای خود را
مردی خسته در کافه های شهر
پشت میزی نشسته کام در کام آخرین نفس...
سیگار پشت سیگار
کافه چی بیاور آن قهوه قجری را
شاید در آخرین نفس
رخ او _ته فنجان ببینمش...
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی


پائیز دارد می رسد، میدانی !!!
گاهی خبر بگیر از من
هوای حوصله ام ابریست
خبر بگیر از من...
همنفس که نمی شوی با من، می دانم...
بیا و گاهی همسفر شو بامن...
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی

دیریست که مرده ای در یاد من
از همان زمانی که هزاران دروغ از تو
در انفجار خاطره هایت
در ذهن من تورا آه کشید

برچسب:
نویسنده: محمد محمدی

از کدام ثانیه
از کدام دقیقه گله کنم
که دیریست
بر گونه های خیسم
نه نوازش نگاهیست از تو...
نه رد مهربانی صدایت...
و نه عشق بازی قمری های روی ایوان...
گله ای نیست اگر روزگاری
چشم در چشم هم
حتی مرا دیگر به یادت نیاوری
دلخوشم به این که
تنها از تو خراش قلبی مانده
و تک خطی به یادگار
از روزگارانی که برای
_دوست داشتنم _ دل دل کردی

برچسب:
نویسنده: محمد محمدی